بخش ۴ جامی
جامی / روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما) / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بخش 1
ابن مقفع گوید: کتبخانه حکمای هند را بر صد شتر می کشیدند، ملک ایشان استدعای اختصار کرد به دو شتر باز آوردند و به تکرار استدعا بر چهار کلمه قرار گرفت:
کلمه نخستین در دلالت پادشاهان به عدالت و رعیت پروری
چو گردد شاه عالم عدل پیشه
شود آسایش گه گه همیشه
چو نالد بیدلی از سینه ریشی
بود یکسر ز نیش ظلم کیشی
خلاصی را ز دهر پیچ بر پیچ
ز شاهان عدل می باید دگر هیچ
کلمه دویم در وصیت رعیت به نیکوکاری و فرمانبرداری
کلمه سیوم در محافظت صحت ابدان که تا گرسنه نشوند دست به طعام نیارند و چون بخورند پیش از آنکه سیر شوند دست از طعام بدارند
کلمه چهارم در نصیحت زنان که چشم از روی بیگانگان دور دارند و روی از چشم نامحرمان مستور
بخش 2
تخم ظلم شاه نافرمانی مردم بود
جو چو کاری حاصل آن کشته کی گندم بود
بخش 3
آن به که ز اسباب مرض پرهیزی
وز ننگ طبیبان دغل بگریزی
ناگشته تهی معده به خوان ننشینی
زان پیش که معده پرکنی برخیزی
بخش 4
زن آن بود که به هرکس که نیست محرم او
اگر چه مردم چشم است روی ننماید
به روی هر که نه جفت ویست گرچه به حسن
بود چو ماه فلک طاق، چشم نگشاید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
ابن مقفع روایت میکند که در کتبخانه حکمای هند، ابتدا کتابها بر صد شتر بار میشد. اما به درخواست پادشاه، این بار به دو شتر کاهش یافت و در نهایت به چهار کلمه خلاصه شد. کلمه اول درباره اهمیت عدالت پادشاهان و توجه به رعیت است. بیان میکند که اگر شاهی عادل باشد، مردم آسایش خواهند داشت و ظلم نخواهند دید. کلمه دوم به رعیت وصیت میکند که به نیکوکاری و اطاعت از پادشاه بپردازند و نافرمانی از ظلم را نکوهش میکند. کلمه سوم بر حفظ سلامت بدن تأکید دارد و میگوید که انسان باید از پرخوری پرهیز کند و تنها زمانی به غذا دست بزند که واقعاً گرسنه باشد. کلمه چهارم نصیحتی به زنان است که باید از نگاه به افراد بیگانه دوری کنند و خود را از چشم نامحرمان محفوظ نگهدارند، زیرا زن باید در احترام به خود، از نمایاندن زیباییاش به دیگران پرهیز کند.