بخش ۹ جامی
جامی / روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما) / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بخش 1
حکیمی با پسر خود گفت: باید که بامداد از خانه بیرون نیایی تا نخست به طعامی لب نگشایی، زیرا که سیری تخم حلم و بردباریست و گرسنگی مایه خشک مغزی و سبکساری
خوی خود را ز روزه تیره مکن
کز همه حلم و بردباری به
چون شود روزه مایه آزار
روزه خواری ز روزه داری به
چون گرسنه باشی هر آش یا نان که بینی از طبیعت تو شهوت آن خیزد و به آشنایان که نشینی طامعه تو در ایشان آویزد
چون میزبان بر کنار خوان نشیند و خود را در میان بیند طعمه از جگر خود خوری به که از نان او، و شربت از خون خود آشامی به که از خوان او
بخش 2
هرچه یابی به خانه از تر و خشک
به کز آن تا حد شبع بخوری
تا طعام کسان هوس نکنی
وز عطای خسان طمع ببری
بخش 3
هرکه گوید خوان و نان من بکش
پای خویش از خوان و دست از نان او
تره ای کز بوستان خود خوری
خوشتر است از بره بریان او
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
حکیمی به پسرش میگوید که صبح زود از خانه بیرون نرود و قبل از اینکه غذا بخورد، از خانه خارج نشود. او میگوید که سیری باعث افزایش حلم و بردباری میشود، در حالی که گرسنگی مایهی ناتوانی ذهنی و بیمقداری است. حکیم تاکید میکند که نباید روزه را سخت بگیرید و میگوید که گرسنگی باعث تحریک شهوت و نیاز به غذا میشود. او به پسرش توصیه میکند که هرچقدر میتواند از غذاهای تر و خشک خانهاش بخورد و هرگز از غذا و هدایای دیگران طمع نکند. نهایتاً، حکیم نتیجه میگیرد که خوردن محصول خود بهتر از غذاهای دیگران است.