نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴ جامی

جامی / روضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان) / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بامدادی موبد موبدان با قباد همعنان می رفت مرکب وی به دفع فضلات قوایم خود را از دم تا سم بیالود و تشویر تمام به وی راه یافت در آن اثنا قباد وی را از آداب همرکابی ملوک و همعنانی سلاطین سؤال کرد.

گفت: یکی آن است که در شبی که بامداد آن با پادشاه سواری خواهد کرد مرکب خود را چندان علف ندهد که بامداد موجب تشویر راکب گردد قباد استحسان وی کرد و گفت: بدین حسن کیاست و صدق فراست که رسیده ای به آنچه رسیده ای.

ناخردمند که بر قاعده طبع رود

همه آداب وی افتد ز ره صدق و صواب

لیک بخرد که به دستور خرد کار کند

شود از حسن کیاست ادب آموز دواب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، موبد موبدان به قباد، پادشاه، درباره آداب سواری و هم‌نشینی با سلاطین مشاوره می‌دهد. او می‌گوید که یکی از آداب مهم این است که در شب قبل از سواری، به مرکب خود زیاد علف ندهد تا صبح روز بعد، راکب دچار مشکل نشود. قباد این نکته را پسندیده و آن را نشانه‌ای از حسن کیاست و صداقت موبد می‌داند. در پایان نیز به این نکته اشاره می‌شود که ناخردمندان از روی غریزه عمل می‌کنند، ولی خردمندان با دانایی و تدبیر، کارهای خود را به بهترین شکل انجام می‌دهند.