نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱ جامی

جامی / روضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان) / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

حکمت در وجود سلاطین، ظهور نصفت و عدالت است نه ظهور به صفت عظمت و جلالت نوشیروان با آنکه از دین بیگانه بود در عدل و راستی یگانه بود، لاجرم سرور کاینات - علیه افضل الصلوات - تفاخر کنان می گفت: ولدت انا فی زمن السلطان العادل.

پیمبر که در عهد نوشیروان

به رخ گشت چشم و چراغ جهان

همی گفت از ظلم ازان ساده ام

که در عهد نوشیروان زاده ام

چه خوش گفت آن ناصح نیکخواه

به گوش دل آن ستمکاره شاه

که از ظلمت ظلم اندیشه کن

پی آزمون عدل را پیشه کن

اگر عدلت از ظلم ناید فره

دگر باره پا در ره ظلم نه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

حکمت واقعی در وجود سلاطین به عدالت و نصفت آنها مربوط می‌شود، نه فقط به عظمت و جلالت‌شان. نوشیروان، هرچند از دین بیگانه بود، در عدل و راستی منحصر به فرد بود. به همین خاطر، پیامبر اسلام با افتخار می‌گفت که در زمان سلطنت او به دنیا آمده است. او نصیحتی به شاه ستمگر کرد که باید از ظلم دوری کند و به دنبال عدالت باشد، چرا که اگر عدالت از ظلم و ستم ناشی نشود، دوباره به مسیر ظلم بازنگردد.