بخش ۱۱ جامی
جامی / روضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان) / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
شبی در مسجد جامع مصر آتش افتاد و بسوخت، مسلمانان را توهم آن شد که آن را نصارا کرده اند به مکافات آن آتش در خانه های ایشان انداختند.
سلطان مصر جماعتی را که آتش در خانه های ایشان انداخته بودند بگرفت و در یک جا جمع کرد و بفرمود تا به عدد ایشان رقعه ها نوشتند، در بعضی کشتن و در بعضی دست بریدن و در بعضی تازیانه زدن، و آن رقعه ها را بر ایشان افشاندند، بر هرکس هر رقعه که افتاد با وی به مضمون آن معامله کردند.
یک رقعه که مضمون به کشتن بود بر کسی افتاد، گفت: من از کشتن باکی ندارم اما مادری دارم و جز من کسی ندارد در پهلوی وی دیگری بود که در رقعه وی تازیانه زدن بود، وی رقعه خود را به آن کس داد و رقعه وی را گرفت و گفت: من مادری ندارم. این را به جای او بکشتند و آن را به جای او تازیانه زدند.
به سیم و زر جوانمردی توان کرد
خوش آن کس کو جوانمردی به جان کرد
به جان چون احتیاج یار بشناخت
حیات خود فدای جان او ساخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شبی در مسجد جامع مصر آتش گرفت و مسلمانان گمان کردند که مسیحیان آن را به عمد به آتش کشیدهاند. به همین خاطر، آنها به خانههای مسیحیان آتش افکندند. سلطان مصر افرادی را که دست به آتشسوزی زده بودند، جمع کرد و برای آنها حکمهای مختلفی نوشتند: برخی به اعدام، برخی به قطع دست و بعضی به زدن تازیانه محکوم شدند. این حکمها به طور تصادفی به هر شخص داده شد. یکی از محکومین که حکم اعدامش صادر شده بود، نسبت به خطر مرگ بیخیال بود، اما به مادرش فکر کرد که تنها فرزند اوست. در همین حال، فرد دیگری که حکم تازیانه برایش افتاده بود، تصمیم گرفت حکم خود را با او عوض کند و در نتیجه به جای او اعدام شد. این داستان نشاندهندهی جوانمردی و فداکاری است که در مواقع سخت برای نجات دیگران انجام میشود.