بخش ۱۴ جامی
جامی / روضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان) / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بخش 1
شاعری به توقع فایده به در خانه معن زایده آمد چند روزی آنجا بود، بار نیافت. از باغبان وی التماس کرد که چون معن به باغ درآید و برکنار آب نشیند مرا آگاه کن! چون آن وقت درآمد باغبان وی را آگاه ساخت، این بیت را که:
ابا جود معن ناج معنا بحاجتی
فما لی الی معن سواک شفیع
بر تخته پاره ای بنوشت و به آب داد، چون به پیش معن رسید بفرمود تا آن را بگرفتند چون آن را بخواند شاعر را طلبید و ده بدره زر به وی داد و آن چوب را در زیر بساط خود نهاد.
روز دویم آن چوب را از زیر بساط بیرون کرد و بخواند و شاعر را طلبید و صد هزار درم دیگر به وی داد و در روز سیم به همین دستور عمل کرد شاعر بترسید که مبادا که پشیمان شود و داده را بستاند، بگریخت.
چون روز چهارم باز آن چوب پاره را بیرون کرد و شاعر را طلبید و نیافت فرمود که در ذمه من چندان کرم بود که وی را چندان عطا دهم که در خزینه من یک دینار و یک درم نماند، اما او را حوصله آن نبود.
بخش 2
کیست اهل کرم آن کس که چو سایل به درش
آورد آنقدر امید که در دل گنجد
بگشاید کف احسان و ببخشد چندان
که نه در حوصله همت سایل گنجد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر به امید دریافت مالی به خانه معن زایده رفت و چند روزی در آنجا ماند بدون اینکه چیزی بگیرد. از باغبان خواست تا او را وقتی معن در باغ میآید آگاه کند. وقتی معن آمد، شاعر شعری نوشت و آن را به آب داد. معن شعر را خوانده و شاعر را صدا کرد و به او ده بدره زر داد. در روزهای بعدی، معن دوباره همان چوب را بیرون آورد و به شاعر صد هزار درم دیگر داد. اما شاعر نگران شد که معن ممکن است پشیمان شود و فرار کرد. در نهایت، معن به این نتیجه رسید که مقدار کمک او به شاعر به حدی بود که دیگر چیزی در خزینهاش نمانده و از این موضوع ابراز تأسف کرد. داستان به ما نشان میدهد که بخشندگی حقیقی به معنی توجه به نیازهای دیگران و بخشیدن بیش از حد انتظارشان است.