بخش ۱۵ جامی
جامی / روضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان) / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بخش 1
اعرابی تهنیت قدوم کریمی از رؤسای عرب را قصیده ای گفت و بر وی خواند و در آخر گفت:
امدد الی یدا تعود بطنها
بذل النوال و ظهرها التقبیلا
یعنی: دراز کن به سوی من دستی را که کف وی عادت کرده است به بخشش زر و مال و پشت او به تقبیل اهل حاجت و سؤال. آن کریم دست به سوی وی دراز کرد، چون ببوسید بر وجه طیبت گفت: موهای لب تو دست مرا بخراشید.
اعرابی گفت: پنجه شیر ژیان را از خار درشت خارپشت چه زیان؟ آن کریم را این کلمه بسیار خوش آمد، گفت: که این کلمه پیش من از آن قصیده خوشتر است! بفرمود تا وی را در برابر قصیده هزار درم دادند و در برابر آن کلمه سه هزار درم.
بخش 2
آن را که به مدحت ز فلک سرگذرانید
چون نیست سخندان بود از جمله فروتر
دانی که سخندان که بود؟ آن که بداند
به را ز نکو باز و نکو را ز نکوتر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
یک شاعر عربی به مناسبت ورود یکی از رؤسای عرب، قصیدهای سرود و در نهایت از او خواست تا دست سخاوتمندی برای کمک به او دراز کند. شاعر به صراحت گفت که دست آن رئیس عادت به بخشش دارد. رئیس پس از اینکه دست شاعر را بوسید، به شوخی گفت که موهای لب او دستش را خراشیده است. شاعر با ارجاع به اینکه حتی غولهای بزرگ هم در مقابل زخمهایی که میزنند، بیضرر هستند، توانست دل رئیس را به دست بیاورد. رئیس به خاطر این حرف شاعر، او را مورد تشویق قرار داد و پول زیادی به او بخشید. در نهایت، این داستان نشاندهنده ارزش و اهمیت شعر و کلمات زیبا در جلب توجه و محبت افراد برجسته بود.