نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲ جامی

جامی / روضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان) / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

جوادی را پرسیدند که از آنچه به محتاجان می دهی و بر سایلان می ریزی هیچ در باطن خود رعونتی و بر فقیران بار منتی باز می یابی؟ گفت: هیهات! حکم من در کوشش و بخشش حکم آن کفلیز است که در دست طباخ است، اگرچه طباخ می دهد بر کفلیز می گذرد اما کفلیز به خود گمان دهندگی نمی برد.

گرچه روزی از کف خواجه ست روزی ده خداست

بر سر روزی خوران خوش نیست زو منت نهی

نیست او جز کاسه و کفلیز دیگ رزق را

به که باشد کاسه و کفلیز از منت تهی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

جوادی در پاسخ به این سوال که آیا از کاری که برای نیازمندان انجام می‌دهد، احساس خودپسندی یا منتی بر فقیران دارد، می‌گوید که چنین احساسی ندارد. او به مثالی از "کفلیز" (کاسه یا ظرف) که در دست طباخ است اشاره می‌کند. کفلیز فقط وسیله‌ای برای انتقال غذاست و هیچ‌گاه به خود نمی‌بالد. جوادی تأکید می‌کند که روزی، از خداست و نباید بر آنچه می‌دهیم، منت بگذاریم. در نهایت، او بیان می‌کند که فراهم کردن روزی برای دیگران با خلوص نیت و بدون فخر، بهتر است.