نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳ جامی

جامی / روضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان) / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صوفی دگری را صفت کرده و صفتی از روی شناسایی و معرفت آورده فرموده که فلان کس سفره آرست نه سفره دار و خود را شریک سفره می دارد نه ملیک سفره می شمارد، با سایر خورندگان یکسان است بلکه در نظر خود طفیلی ایشان است.

چون به مهمانسرای خویش نهد

خواجه خوان از برای درویشان

طفل راه است اگر نمی داند

خویشتن را طفیلی ایشان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، یک صوفی درباره شخصیتی صحبت می‌کند که با دیگران در سفره نشسته و خود را شریک می‌داند، بدون اینکه خود را صاحب سفره تلقی کند. او خود را در مقام خدمت به دیگران می‌بیند و به معنای واقعی، طفیلی آنان است. به عبارت دیگر، این شخص در مهمان‌سرای خود، به مهمانان (درویشان) خدمت می‌کند و نشان می‌دهد که در حقیقت از دیگران چیز یاد می‌گیرد و خود را تابع آن‌ها می‌داند، حتی اگر این موضوع را نادانسته و به عنوان یک کودک درک کند.