نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۸ جامی

جامی / روضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان) / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

عبدالله جعفر را در عهد معاویه از خزانه بیت المال هر سال هزار درم می دادند، چون نوبت به یزید رسید آن را به پنج هزار درم رسانید ملامتش کردند که این حقوق همه مسلمانان است چرا به یک کس می دهی؟

گفت: من این را به همه محتاجان اهل مدینه می دهم زیرا که وی هیچ از ارباب حاجات دریغ نمی دارد، و پنهان از وی کسی را همراه وی به مدینه فرستادند، و در مدت یک ماه همه را صرف کرد، چنانچه به قرض محتاج شد.

اگر به دست کریم اوفتد جهان یکسر

جهان چه باشد صدبار از جهان هم بیش

چرا شود دل درویش ریش ازان حسرت

چو هست کیسه جودش خزینه درویش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

عبدالله جعفر در زمان معاویه هر سال هزار درم از بیت المال دریافت می‌کرد، اما وقتی یزید به قدرت رسید، این مبلغ را به پنج هزار درم افزایش داد. او مورد انتقاد قرار گرفت که چرا این حقوق عمومی را به یک فرد می‌دهد. یزید پاسخ داد که این مبلغ را برای همه نیازمندان اهل مدینه هزینه می‌کند و او به هیچ‌کس در رفع نیازها دریغ نمی‌کند. اما بعد از یک ماه، عبدالله جعفر تمام این پول را صرف کرد و به قرض نیازمند شد. این داستان نشان‌دهنده روح بزرگ و سخاوتمندانه اوست، که در برابر نیازمندان همیشه در دسترس بود.