بخش ۲ جامی
جامی / روضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان) / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
میان دو خردمند سخن عشق می رفت، یکی گفت: خاصیت عشق همیشه بلا و رنج است و عاشق همه وقت محنتکش و بلاسنج. دیگری گفت: خاموش باش همانا که تو هرگز آشتی بعد از جنگ ندیده ای و چاشنی وصال بعد از فراق نچشیده ای. هیچ کس از صافی دلان عشق پیشه لطیفتر نیست و از گران جانان دور ازین اندیشه کثیفتر نی.
پرتو شاهد عشق است جمال دل مرد
کی کند میل جمال آن که به دل نیست جمیل
گر بدین قاعده حجت طلبد نادانی
حجتم بس بود: الجنس الی جنس یمیل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در گفتگویی میان دو خردمند درباره عشق، یکی بر این باور است که عشق همیشه با درد و رنج همراه است و عاشق همواره در محنت به سر میبرد. اما دیگری به او پاسخ میدهد که تو هرگز طعم وصال را پس از فراق نچشیدهای و درد عشق را درک نکردهای. او تأکید میکند که هیچکس از دلهای پاک و عاشق لطیفتر نیست و اندیشههای کثیف از انسانهای سنگدل دور است. در نهایت، او به زیبایی عشق و جذابیت آن اشاره میکند و میگوید که جذب زیبایی ذاتاً جاذبهای طبیعی است.