بخش ۴۴ جامی
جامی / روضهٔ ششم (در مطایبه) / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دو شاعر بر مایده ای جمع آمدند، پالوده ای آوردند بغایت گرم یکی از ایشان مر دیگری را گفت: این پالوده گرمتر است از آن حمیم و غساق که فردا در جهنم خواهی آشامید. دیگری در جواب گفت: یک بیت از اشعار خود بخوان و بر آنجا دم تا هم تو بیاسایی و هم دیگران
از خنک شعر خویش یک مصراع
گر کنی نقش بر در دوزخ
از جهنم برد حرارت نار
در حمیم آورد برودت یخ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
دو شاعر در جایی جمع میشوند و پالودهای داغ میخورند. یکی از شاعران به دیگری میگوید که این پالوده گرمتر از عذابیست که فردا در جهنم خواهد چشید. شاعر دیگر در پاسخ از او میخواهد که یک بیت از شعرش را بخواند تا هم او و هم دیگران کمی آرامش بگیرند. او سپس شعری میخواند که به این معناست که اگر بر در جهنم نقش بکشی، حرارت آتش جهنم هیچگاه نمیتواند سردی یخ را به همراه داشته باشد.