نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۸ جامی

جامی / روضهٔ ششم (در مطایبه) / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شاعری پیش طبیب رفت و گفت: چیزی در دل من گره شده است و وقت مرا ناخوش می دارد و از آنجا فسردگی به همه اعضای من می رسد و موی بر اندام من برمی خیزد.

طبیب مردی ظریف بود، گفت: به تازگی هیچ شعری گفته ای که هنوز بر کسی نخوانده باشی؟ گفت: آری! گفت: بخوان! بخواند، باز گفت: بخوان! بخواند، گفت: برخیز که نجات یافتی، این شعر بود که در دل تو گره شده بود و خنکی آن به بیرون سرایت می کرد، چون از دل خود بیرون دادی خلاص یافتی!

چه شعر است این که چون نامش ز دانا

بپرسی بر زبانش هرزه آید

و گر بر شربت بیمار خوانی

تب محرق رود تب لرزه آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعری به پزشک می‌رود و از ناراحتی در دلش شکایت می‌کند که باعث افسردگی‌اش شده است. پزشک از او می‌پرسد آیا شعری تازه نوشته است و او پاسخ مثبت می‌دهد. پزشک از او می‌خواهد شعرش را بخواند و بعد از خواندن شعر، او را از این دل‌مشغولی رهایی می‌بخشد. در واقع، شعر به آرامش دلش کمک کرده است و شاعر با به زبان آوردن آن، احساس راحتی می‌کند. در پایان، بخشی از شعری نشان داده می‌شود که درباره تأثیر نام و شنیدن شعر بر احساسات بیمار صحبت می‌کند.