بخش ۴۹ جامی
جامی / روضهٔ ششم (در مطایبه) / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بخش 1
واعظی بر بالای منبر شعری از هر چه گویند بی مزه تر خواند و ترویج آن را گفت: والله این را در اثنای نماز گفته ام! شنیدم که یکی از مجلسیان می گفت: شعری که در نماز گفته شده است چنین بی مزه است، نمازی را که در وی این شعر گفته شده باشد چه مزه بوده باشد!
گفتی که دوش گفته ام اندر نماز شب
شعری که قدر جمله اشعار ازو شکست
آن شعر اگر ز منفذ سفل آمدی فرود
زان یافتی نماز تو همچون وضو شکست
بخش 10
گر نیاری خواند و نتوانی نوشتن یا ز وزن
زاده طبعت برون باشد گه نظم آوری
زین سه خصلت کی توان در شاعری عیب تو کرد
چون نیامد زان خلل در منصب پیغمبری
بخش 11
دی همی خواندی به دعوی مطلعی
کین نه مطلع بلکه بحر گوهر است
کی سزد یک بحر تنها خواندنش
زانکه هر مصراع بحر دیگر است
بخش 12
شاعری خواند پرخلل غزلی
کین به حذف الف بود موصوف
گفتمش نیست صنعتی زان به
که کنی حذف ازان تمام حروف
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
واعظی در منبر شعری بیمزّه خواند و به حاضران گفت که آن را در حین نماز شنیده است. یکی از حاضران اعتراض کرد که اگر این شعر در نماز گفته شده، پس نماز چه جایگاهی خواهد داشت. واعظ در ادامه اشاره کرد که شعری که در اینباره خوانده شده، نه تنها بیمزه است، بلکه به حدی ضعیف است که موجب شکست وضو میشود. او از شاعری نام میبرد که غزلش پر از نقص است و به انتقاد از حذف حروف در شعرش میپردازد. واعظ نتیجه میگیرد که اگر کسی نتواند شعر خوب بسازد، نباید خود را در مقام شاعری جا بزند؛ چرا که این نقص در منصب پیامبری نیز قابل قبول نخواهد بود.