بخش ۴۶ جامی
جامی / روضهٔ ششم (در مطایبه) / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
بخش 1
فرزدق ملک بصره را که خالد نام داشت مدح کرد. صله مدح خود چنان که می خواست نیافت به این دو بیتش هجو کرد:
لقد غرنی من خالد باب داره
ولم ادر ان للوم حشو اهابه
ولست و ان اخطات فی مدح خالد
باول انسان خری فی ثیابه
می گوید:
چون این دو بیت به خالد رسید، ده هزار درم به وی فرستاد و پیغام داد که به این درمها معنی را که از باطن خود نموده ای و ظاهر خود را به آن آلوده ای بشوی.
بخش 2
آراسته بیرون سرایی دیدم
در مدح خداوند سرا پیچیدم
آلود شعار شعر پاکیزه من
از لوث حدث چو مدحش اندیشیدم
بخش 3
عجب مدار ز ممدوح اگر کند احسان
بجای مادح خود گرچه نیک و بد گوید
ز بحر جود کند رشحه ای روان که بدان
ز لوح خاطر خود حرف ذم خود شوید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
فرزدق، شاعر معروف، در مدح امیر بصره، خالد، شعر گفت ولی پاداش مطلوبی دریافت نکرد. بنابراین، در دو بیت شعری به خالد هجویه نوشت و به او گفت که از مدحش پشیمان است و به او انتقاد کرد. وقتی این شعر به خالد رسید، او ده هزار درم به فرزدق فرستاد و از او خواست تا با این پول، مشکل و آلودگی ناشی از مدحش را از بین ببرد. در پایان، فرزدق اشاره میکند که حتی اگر ممدوح (خالد) احسانی هم بکند، مادح (شاعر) نمیتواند احساسات خود را تماما پنهان کند.