بخش ۱۶ - عمعق بخارایی جامی
جامی / روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
عمعق - رحمه الله تعالی، وی نیز از شعرای ماوراء النهر است و استاد شعرای وقت خود است و این چند بیت که در مفتتح یکی از قصاید گفته بغایت بدیع و لطیف است:
اگر موری سخن گوید و گر مویی روان دارد
من آن مور سخنگویم من آن مویم که جان دارد
تنم چون سایه مویست و دل چون دیده موران
ز هجر غالیه مویی که چون موران میان دارد
اگر با موی و با موری شبانروزی شوم همره
نه مور از من خبر یابد نه موی از من نشان دارد
به چشم مور در گنجم ز بس زاری و بس سستی
اگر خواهد مرا موری به چشم اندر نهان دارد
من آن مورم که از زاری مرا مویی بپوشاند
من آن مویم که از سستی کم از موری توان دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
عمعق، شاعر برجسته ماوراء النهر، در این چند بیت به زیبایی و لطافت از احساسات خود سخن میگوید. او با استفاده از تشبیهها، خود را به موری سخنگو و مویی زنده تشبیه میکند که دلتنگیاش را بیان میکند. او توصیف میکند که چگونه وجودش تحت تأثیر جدایی از محبوبش قرار گرفته و احساس پریشانی و لطافت را فراموش نمیکند. در نهایت، این شعر به تأمل بر احساسات عمیق انسانی و زجرهای ناشی از دوری میپردازد.