بخش ۲۳ - سلمان ساوجی جامی
جامی / روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بخش 1
سلمان ساوجی - رحمه الله تعالی، وی شاعر فصیح و سخن گزار بلیغ است در سلاست عبارات و دقت اشارات بی نظیر افتاده است در جواب استادان قصاید دارد.
بعضی از اصل خوبتر و بعضی فروتر و بعضی برابر و وی را معانی خاصه بسیار است و بسیاری از معانی استادان را بتخصیص کمال اسماعیل، در اشعار خود ایراد کرده، و چون آن صورت خوبتر و اسلوب مرغوبتر واقع شده محل طعن و ملامت نیست.
معنی نیک بود شاهد پاکیزه بدن
که به هر چند در او جامه دگرگون پوشند
کسوت عار بود باز پسین خلعت او
گرنه در خوبیش از بیشتر افزون پوشند
هنر است آنکه کهن خرقه پشمین ز برش
بدر آرند و در او اطلس و اکسون پوشند
و وی را دو کتاب مثنوی است: یکی جمشید و خورشید و در آن چندان تکلف کرده که آن را از چاشنی شاعری بیرون برده است و دیگر فراقنامه و آن کتابی بدیع و نظمی لطیف است، و غزلیات وی نیز بسیار است مطبوع و مصنوع، اما چون از چاشنی عشق و محبت که مقصود از غزل است خالی است طبع ارباب ذوق بر آن اقبال نمی نماید و از جمله مقطعات وی است این چند بیت:
بخش 2
کنار حرص دلا پر کجا توانی کرد
تو از طمع که سه حرف میان تهی افتاد
عزیز من در درویشی و قناعت زن
که خواری از طمع و عزت از قناعت زاد
اگر بلغزد پای توانگری سهل است
سعادت سر درویشی و قناعت باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
سلمان ساوجی شاعر برجستهای است که در بیان واژهها و اشعارش دقت و سلاست خاصی دارد. او در پاسخ به استادان خود قصایدی دارد که برخی از آنها بهتر و برخی دیگر کمتر از آثار دیگران هستند. او معانی خاصی را در اشعارش به کار برده و حتی بسیاری از معانی استادان را با ایراد خاص خود عرضه کرده است. از جمله آثارش میتوان به دو کتاب مهم اشاره کرد: "جمشید و خورشید" که از آن حس شاعری خارج شده و "فراقنامه" که اثری بدیع و لطیف است. هرچند غزلیات او زیبا و محتوای آنها جذاب است، اما برخی از آنها از عنصر عشق و محبت که در غزل مهم است، خالیاند. در مقطعات او، به مضامینی مانند قناعت و درویشی نیز اشاره شده است.