نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۲ جامی

جامی / روضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات) / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بخش 1

شکالی خروسی را در خواب سحر بگرفت، فریاد برداشت که من مونس بیدارانم و مؤذن شب‌زنده‌داران‌، از کشتن من بپرهیز و خون مرا به تیغ تعدی مریز،

چرا بی‌موجبی خونم بریزی

که خواهی بی‌گنه با من ستیزی

شکال گفت: من در کشتن تو چنان یک‌جهت نیستم که به هیچ‌وجه از آن باز نایستم، خاطر خود را از اختیار بپرداختم و تو را در این صورت مخیّر ساختم، اگر خواهی به یک ضربت پنجه جان تو را بستانم و اگر خواهی لقمه‌لقمه تو را طعمه خود گردانم!

بخش 2

جز به تدبیر خرد از سر خود دفع مکن

با تو شریر اگر شور و شری گیرد پیش

به تضرع مسپر راه خلاصی که به آن

از بدش گر گذرانی بتری گیرد پیش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، یک شکال (نوعی حیوان) خروسی را در هنگام صبحانه شکار می‌کند و خروس از او می‌خواهد که او را نکشد و دلیلش را بیان می‌کند. خروس خود را دوست بیدارانی می‌داند که در تاریکی شب بیدار می‌نشینند و از شکال درخواست می‌کند تا بی‌دلیل خونش را نریزد. اما شکال پاسخ می‌دهد که او هیچ‌گاه از کشتن خروس منصرف نخواهد شد و به او دو انتخاب می‌دهد: یا یک ضربه او را می‌کشد یا او را لقمه لقمه می‌کند. سپس تأکید می‌کند که فقط با تدبیر و خرد می‌توان از شر او رهایی پیدا کرد. در نهایت این متن به اهمیت تدبیر در مواجهه با خطرات اشاره دارد.