شمارهٔ ۲۸۴ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای کسانی که در آن کوی گذاری دارید
این چنین در غم و اندوه مرا مگذارید
ناگهان گر سوی آن ماه گذاری بکنید
بر شما باد که از حالت من یاد آرید
سر به سر قصه غمهای مرا غصه دهید
یک به یک محنت و اندوه مرا بشمارید
می روم سوی عدم جان مرا بستانید
یادگاری به سگان در او بسپارید
تن فرسوده من بر سر راهش فکنید
چه شود یک خس و خاشاک دگر انگارید
بعد مرگ از من محروم گهی یاد کنید
شکر آن را که نه محروم ازان دیدارید
جز گیاه غم و حسرت ندمد از گل من
هر چه در روز ابد بر سر خاکم کارید
باغ خلد ار شودم جای هنوزم باشد
بر شما رشک که در سایه آن دیوارید
رفت آغشته به خون جامی ازان کوی به خاک
شاید ار بر سرش از دیده و دل خون بارید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساس غم و اندوه شاعر اشاره دارد و از افرادی که در نزدیکی او هستند میخواهد که او را در این حالت تنها نگذارند. او خواستههای خود را بیان میکند و از آنها میخواهد که به یادش باشند و غمهایش را بشمارند. شاعر بر این نکته تأکید میکند که حتی پس از مرگش نیز یادش را فراموش نکنند و به غمها و حسرتهایش توجه داشته باشند. او احساس تنهایی و عدم را تجربه میکند و در پایان به زیبایی و لطافت یادها و خاطراتش نسبت به روزهایی که در میان آنان بوده است، اشاره میکند.