نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۰ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تا کی آن شوخ مرا بیند و نادیده کند

بشنود ناله زار من و نشنیده کند

چون بگریم بر او فاش ز من پنهانی

در رقیبان نگرد خنده دزدیده کند

بر زمینی که شود دیده نشان قدمش

هر که اهل نظر آنجا قدم از دیده کند

من ندارم گله ای زان کله شانه زده

هر چه با من کند آن طره ژولیده کند

بر خراشیده دلم گو مگذر زانکه مباد

کش خراش دل من پای خراشیده کند

پرده زاهد سالوس برانداخته باد

با بتان چند نظربازی پوشیده کند

جامی از یار پسندیده چه رنجی حاشا

کان پسندیده به جز کار پسندیده کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از معشوقه‌اش می‌گوید که بارها او را نادیده گرفته و به ناله‌ها و اشک‌های او بی‌توجهی نشان داده است. شاعر با ذکر احساساتش، می‌گوید که حتی در غم و اندوه، معشوقش از خنده و شادی دست نمی‌کشد. او به یاد قدم‌های معشوقش در مکان‌هایی که دیده‌اش قرار دارد، اشاراتی می‌کند و بیان می‌کند که هیچ گله‌ای از او ندارد، حتی اگر دلش را زخمی کند. همچنین، شاعر به فریب‌های ریاکارانه زاهدان و نظربازی با معشوقان اشاره می‌کند و در نهایت تأکید می‌کند که معشوقه‌ای که او را پسندیده، تنها باید کارهای پسندیده انجام دهد.