شمارهٔ ۳۰۸ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
پاکبازان همه نظاره آن روی کنند
راستان میل به آن قامت دلجوی کنند
غمزه ها را مکن انگیز پی غارت دین
کافرانند مبادا که به دین خوی کنند
چون خط سبز تو نازک نتوانند نوشت
خوشنویسان به مثل گر قلم از موی کنند
چون شوم خاک، سرم بر سر کویش فکنید
باشد این کاسه سفال سگ آن کوی کنند
سالکان بی کشش دوست به جایی نرسند
سالها گرچه درین راه تک و پوی کنند
من که و قبله چو با خاک برندم زنهار
هر کجا منزل او روی من آن سوی کنند
وصف آن روی چو گل گو به گلستان جامی
بلبلان چند حدیث گل خودروی کنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و توسل به مظهر زیبایی و حقایق الهی است. شاعر به توصیف زیباییهای معشوق میپردازد و اشاره میکند که راستان و پاکبازان باید از غمزهها و فریبهای کافران دوری کنند. او به قدرت قلم و احساسات عمیق عاشقانه اشاره میکند و بیان میدارد که سالکان بدون عشق به خدا به جایی نخواهند رسید. شاعر سرانجام اشاره میکند که وی همچون بلبلانی است که در وصف گل (معشوق) شعر میسرایند و به زیباییهای او میبالند.