نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶ جامی

جامی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جامی به روی خاک چو یک زنده یافت نیست

خوشوقت مردگان که ته خاک خفته اند

گردی ز رهروان ره صدق مانده بود

آن هم کنون ز ساحت ایام رفته اند

قومی رسیده اند که در کارگاه فضل

هرگز دری به مثقب فکرت نسفته اند

خاری به جان اهل دلی گر خلیده است

چون سبزه گشته خرم و چون گل شکفته اند

خاطر مدار رنجه اگر عیب ها ز تو

هر جا نموده باز و هنرها نهفته اند

از کج چه اعتبار اگر کج نموده اند

بر راست چیست طعنه اگر راست گفته اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و روز انسان‌ها و تفاوت‌های بین زندگان و مردگان می‌پردازد. شاعر می‌گوید که مردگان در دل خاک آرام گرفته‌اند و خوش‌بخت‌تر از زندگان هستند که با دغدغه‌های زندگی دست و پنجه نرم می‌کنند. او به بی‌اعتباری برخی از انسان‌ها اشاره می‌کند که در تلاش برای کسب دانش و فضیلت هستند، اما به نتیجه نمی‌رسند. همچنین به درد و رنج اهل دل می‌پردازد و می‌گوید اگر عیبی از آن‌ها وجود دارد، نباید خاطرشان را آزار داد زیرا در دل آن‌ها هنرها و خوبی‌ها نهفته است. در نهایت، شاعر می‌پرسد که اگر واقعیت‌ها به صورت کج بیان شوند، آیا می‌توان به آن‌ها اعتماد کرد و اگر حقیقتی راست بیان شود، چه نیازی به طعنه زدن به آن است؟