نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳ - در صفت عمارت شه است این جامی

جامی / مثنویات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بنامیزد چه دلکش منزل است این

نه آب و گل همه جان و دل است این

بسی مه بر فلک منزل بریده

به عمر خود چنین منزل ندیده

تصور کن چو یک شخص این جهان را

که باشد همچو چشم این خانه آن را

کسی کان شخص را انسان عین است

جهان مردمی سلطان حسین است

گلش گویی ز مشک چین سرشتند

که نامش خانه مشکین نوشتند

ز هر لاله به سقف آن نمونه

مگر شد لاله زاری باژگونه

به دیوارش ز گچ گلها بریده

گل کافوری ست از گل دمیده

منقش از زر حل هر در او

دری از خلد در هر منظر او

مروح خانه ای دان از جنانش

که باشد حوض کوثر در میانش

میان حوض نرگسدان سیمین

بود فواره های نرگس آیین

ز هر نرگس جهنده آب از آنسان

که گاه شادی آب از چشم جانان

به گرد حوض جویی پر خم و تاب

چو ماری سیمگون پیچان در او آب

چو لطف حوض و جوی آب روان دید

گه بیرون شدن بر خویش پیچید

به سعی شاه شد این خانه آباد

چو تاریخ عمارت فرخش باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف یک منزل زیبا و دلنشین می‌پردازد که با استفاده از تصاویر طبیعت و نمادهای زیبایی شناسی به تصویر کشیده شده است. شاعر از صفات نیکوی این خانه، مانند گل‌ها و عطرها، صحبت می‌کند و تجسم می‌کند که چگونه این فضای دلنشین تمام وجود انسان را دربر می‌گیرد. او همچنین به زیبایی‌های طبیعی و نشانه‌های بهشتی اشاره می‌کند، از جمله حوض کوثر و نرگس‌های زینت‌بخش. در نهایت، شاعر به تلاش و همت شاه در ساخت این خانه که نمادی از سعادت و خوشبختی است، اشاره می‌کند و آرزوی درخشش و پایندگی آن را می‌کند.