نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴ - فی منقبت سیدالشهداء سلام الله علیه جامی

جامی / سایر اشعار / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

کردم ز دیده پای، سوی مشهد حسین

هست این سفر به مذهب عشاق فرضِ عین

خدام مرقدش به سرم گر نهند پای

حقا که بگذرد سرم از فَرق فَرقَدَین

کعبه به گرد روضه او می کند طواف

رَکْبَ الحَجیج! اَینَ تَروحون؟ اَین ؟ اَین ؟

از قاف تا به قاف پر است از کرامتش

آن به که حیله جوی کند ترک شَید و شَین

آن را که بر عذار بود جعد مشکبار

از موی مستعار چه حاجت به زیب و زین

جامی گدای حضرت او باش تا شود

با راحت وصال مبدل عذابِ بَین

می ران ز دیده سیل که در مشرب کریم

باشد قضای حاجت سایل ادای دین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره سفر به مشهد امام حسین (ع) و دیوانه‌وار عشق به اوست. شاعر می‌گوید که این سفر برای عاشقان واجب است و حتی اگر خدمتگزاران مرقد حسین پایش را بر سر او بگذارند، او باید از این عشق بگذرد. همچنین به بزرگی و کرامت امام حسین اشاره می‌شود و می‌گوید که کعبه نیز به دور مزار او می‌چرخد. شاعر به زیبایی ظاهری و تظاهر اشاره می‌کند و بر این باور است که عشق واقعی به امام حسین نیازی به زیبایی‌های ظاهری ندارد. در نهایت، او از خواندن گدایی در درگاه امام حسین صحبت می‌کند و از خواندن حاجات و ادای دین می‌گوید.