شمارهٔ ۱ - فی توحیده سبحانه و تعالی جامی
جامی / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آن که تسبیح حصا بر صدق او آمد گوا
گاه احصای ثنایت گفته لا احصی ثنا
چون درین احصا حصاآسا نیم گویا به صدق
به که بندم راه گویایی چو صدیق از حصا
عد نعمایت چه حد من چو حکمت درازل
ساخت شرط « ان تعدوا» را ز« لا تحصوا» جزا
تاج استغنا و نعلین سلوک راه فقر
دادیم غرقم در انعام تو از سر تا به پا
هر سر مو بر تن ار گردد زبانی شکر گوی
کی توانم کردن از شکرت سر مویی ادا
شکر هر نعمت چو باشد نعمت دیگر خرد
غیر عجز این راه را مشکل که یابد منتها
باشد از ادراک ما تا ذات تو صد ساله راه
وانقدر دیگر بود از نطق تا ادراک ما
چون بود از نطق ما تا ذات تو راه این همه
وصف ذاتت حدنطق ما کجا باشد کجا
گر زبان خود به کام اندر کشد جامی رواست
چون نگردد از زبان در وصف تو کامش روا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شاعرانه به ستایش و توصیف ذات الهی میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که هر چند ما سعی داریم نعمتها و ثناهای خداوند را بشماریم و توصیف کنیم، اما توانایی ما در این زمینه محدود است و نمیتوانیم به تمام ابعاد و عظمت خداوند پی ببریم. او میگوید که حتی اگر هر مو از بدنمان هم به شکرگزاری مشغول شود، باز هم نمیتوانیم حق شکر را ادا کنیم. همچنین، فاصله بین ادراک ما و ذات الهی بسیار زیاد است و هرگاه هم که خواستیم به توصیف او بپردازیم، زبان ما به حدی از توصیف نمیرسد که قادر به بیان حقیقت او باشد. در نهایت، شاعر بیان میکند که درک و وصف خداوند فراتر از حد زبان و عقل ماست.