شمارهٔ ۱۴ - یک قصیده جامی
جامی / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
شد بساط خرمی طی در جهان زین واقعه
زیر و بالا شد زمین و آسمان زین واقعه
نیست شبها بر کنار آسمان رنگ شفق
خون همی آید ز چشم روشنان زین واقعه
بود پنهان فتنه پیدا ایمنی دردا که شد
آن نهان پیدا و این پیدا نهان زین واقعه
داده بود او گرگ را خوی شبانان دور نیست
گر کند اندیشه گرگی شبان زین واقعه
ذوق ارباب یقین بر حال خود باقی نماند
هرگز این حالم نبود اندر گمان زین واقعه
فتنه آخر زمان را خلق گفتندی عظیم
شد محقر فتنه آخر زمان زین واقعه
من که لالم کی توانم شرح این دادن تمام
لال می گردد فصیحان را زبان زین واقعه
این مصیبت نیست خاص ماوراء النهریان
تیره شد هر شهر ازین ناخوش خبر بر شهریان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف یک واقعه بزرگ و مصیبتآمیز میپردازد که تأثیرات عمیق و گستردهای بر زمین و آسمان گذاشته و همه چیز را از حالت طبیعی خود خارج کرده است. شاعر به توصیف شبهای بیرنگ و اشکهای خونین اشاره میکند و از فتنهای که قبلاً پنهان بود، سخن میگوید که حالا آشکار شده است. همچنین به رابطه بین گرگ و شبانان اشاره میکند و میگوید که در این بلوا، تمام استحکام و اطمینان از بین رفته است. در نهایت، شاعر به مصیبت عمومی اشاره میکند که همه شهرها را تحت تأثیر خود قرار داده و این مسأله فقط مختص منطقه خاصی نیست. تمامی این نقاط به وجود آمده از یک واقعه بزرگ، زندگی مردم را آسیبپذیر کرده است.