شمارهٔ ۱۷ - تاریخ دیگر جامی
جامی / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
به هشتصد و نود و پنج در شب شنبه
که بود سلخ مه فوت احمد مرسل
کشید خواجه دنیا و دین عبیدالله
شراب صافی عیش ابد ز جام اجل
قرارگاه دلش باد در مدارج قرب
معارج درجات و مشاهد کمل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در شب شنبه هجده شهریور، وقتی که احمد مرسل درگذشت، عبیدالله برای لذت و آرامش خود شراب ناب را نوشید. دل او به سمت قرب و مقامات بالا پرواز میکند و به شگفتیهای جذاب عالم معنوی میرسد.