شمارهٔ ۲۳۵ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
یاد آن روزی که با خوبان سری میداشتم
جان به جانانی و دل با دلبری میداشتم
گر گلی میشد به باد بینیازی زین چمن
عندلیبآسا هوای دیگری میداشتم
بو که گویندم که هست اندر فلان کشور بتی
گوش بر افسانه هر کشوری میداشتم
تا مگر آید برون زیبا نگاری از دری
رسم دریوزه به هر خاک دری میداشتم
تا بتابد ناگهان ماهی ز عالیمنظری
دیده هرجا میشدم بر منظری میداشتم
هرکجا مرغی به بام خوبرویی دیدمی
گفتمی من کاش هم بال و پری میداشتم
بهر تسخیر پریرویان به افسون سخن
در بغل ز اشعار جامی دفتری میداشتم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به خاطرآوری لحظات خوش با عزیزان و دوستداران پرداخته است. شاعر از عشق و احساسات خود، شادیها و آرزوهایش سخن میگوید. او به زیبایی و محبت در زندگی، عشق به زیباییها و آرزوی داشتن چیزهای دلخواه اشاره میکند. شاعر از تمایلش برای تسخیر دلها با کلمات زیبا و اشعار خود سخن میگوید و در نهایت حسرت داشتن بال و پر برای پرواز در آسمان عشق را ابراز میکند. این شعر نمایانگر عواطف عمیق انسانی و longing (آرزو) برای عشق و هنر است.