نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۷ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای ترک نازنین بشکن گوشه کلاه

آشوب جان شاه شو و فتنه سپاه

دریوزه جمال کنان از تو روز و شب

گردند گرد خانه تو آفتاب و ماه

تیغت کشیده صد الف و زخم تیر تو

هرجا چو دو رهی به درون کرده است راه

لوحیست گوییا تن من کز غمت بر او

سر تا به پانوشته شده ست آه آه آه

خواهم ز ضعف تن شوم از دیده ها نهان

از بس که کاهشم دهد این عشق کوه کاه

تا در ره سپاه تو پنهان بایستم

ایمن ز چاوشان به جمالت کنم نگاه

تا شد به دور لعل تو معمور میکده

جامی نه میل مدرسه دارد نه خانقاه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمجید و زیبایی معشوق پرداخته و احساسات عمیق عاشق را بیان می‌کند. شاعر از معشوق می‌خواهد که در کلاهی که بر سر دارد، شکاف ایجاد کند و اجازه دهد تا شور و غوغای قلب شاه و سپاه را ببیند. او از زیبایی معشوق سخن می‌گوید که روز و شب بر گرد او می‌چرخند. همچنین، شاعر از درد و رنج ناشی از عشق صحبت می‌کند و اشاره می‌کند که غم عشق به حدی بر او فشار می‌آورد که آرزو می‌کند از دیده‌ها پنهان شود. او به شدت تحت تأثیر زیبایی معشوق است و دوست دارد در مسیر عشق او قرار گیرد و از دور به جمالش نگاه کند. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که در این میکده، خوشی و لذت را بیشتر از دینداری و مدرسه می‌داند.