نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ جامی

جامی / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

اینچنین عالی بنا در عرصه عالم کم است

کس نکرد اینسان بنایی تا بنای عالم است

تا پی بوسه به خاک آستانش لب نهند

پشت گردون زیر پای خاکبوسانش خم است

آب لطفش می چکد از سقف بر دیوار و در

این درختانش که بینی سبز و خرم زان نم است

کی ز تصریف زمان فک گردد از وی تا ابد

دال دولت کز ازل در سدره او مدغم است

از فروغ روزن او صبح دولت می دمد

خوش بود با صبح او همدم شدن گر یکدم است

در حریمش محرمان راکامرانیها بود

مانده محروم از حریم او همین نامحرم است

شانه شکل کنگر بامش زند مشاطه وار

زلف عشرت راکه از بار حوادث درهم است

می زند هم دور و هم نزدیک را گلبانگ عیش

شاهد این نکته در وی نغمه زیر و بم است

تاجداران پا ز سر ناکرده در وی چون روند

کاستان او قدمگاه خدیو اعظم است

شاه قیصر قصر اسکندر در فغفور فر

عدل ورز ظلم کاه دین پناه دادگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف و تمجید از زیبایی‌های یک معمار و بنای عالی می‌پردازد که در عالم کم نظیر است. شاعر بر اهمیت و عظمت این بنا تاکید می‌کند و بیان می‌کند که این مکان به قدری مقدس است که حتی ستارگان و آسمان نیز در برابرش سر تعظیم فرود می‌آورند. آب لطف و رحمت از سقف آن می‌چکد و درختانش نیز سرسبز و خرم هستند. همچنین، شاعر به دوام و ثبات این بنا اشاره دارد که از زمان‌های قدیم در آنجا قرار دارد. او به فضایل و نعمت‌های آن مکان مقدس می‌پردازد و می‌گوید کسانی که به حریم آن راه ندارند، محروم از برکات آن هستند. وصف زیبایی‌های ظاهری بنا و تأثیر آن بر زوایای مختلف زندگی از دیگر مضامین شعر است. در نهایت، شاعر به عظمت و مقام بلند آن مکان اشاره می‌کند که قدمگاه بزرگان و پادشاهان است.