شمارهٔ ۲۶ جامی
جامی / قصاید / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
چیست خور در خم این دایره خرگاهی
عکسی از شعشعه طلعت شاهنشاهی
آن که خورشید ازل دوخته از رشته نور
بر قد دولت او خلعت ظل اللهی
بر در بار جلالش به تواضع باشند
سروران طوق کش ربقه دولتخواهی
ماه و ماهی شده زو صاحب دینار و درم
فیض و احسان وی از ماه بود تا ماهی
حاجتش نیست در اسرار ممالک به وزیر
می دهد منهی غیبش ز همه آگاهی
محمل آن کس که نه بر راه سلامت راند
می کشد باز زمام وی ازان بیراهی
چون جهد از کف شیران مصاف آور او
خصم ملکش که ز بس حیله کند روباهی
مدت دولت فراندهیش ایمن باد
همچو دور فلک از منقصت کوتاهی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عظمت و شوکت یک پادشاه میپردازد. در آغاز، شاعر به زیبایی و نورانی بودن وجه پادشاه اشاره میکند و او را به خورشید تشبیه میکند که با نور خود حالتی خاص به دولت او بخشیده است. سپس به طواف دربار پادشاه و تواضع سروران در برابر او اشاره میکند و میگوید که او فردی است که نیازی به وزیر ندارد و از اسرار مملکت آگاه است. شاعر همچنین بر قدرت و تدبیر پادشاه در مبارزه با دشمنان تأکید میکند و از او میخواهد که دوران سلطنتش پایدار و امن باشد، همانند حرکت دورانی فلک.