نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۷ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

وقت گل شد بزم عشرت بر لب جو خوشتر است

جام عیش از دست گلرویان گلبو خوشتر است

خوش بود ساقی چو نیکوروی و نیکو خو بود

وربود با این همه خوشخوان وخوشگو خوشتر است

پا به صحرا نه که بی خواری ننگ باغبان

سبزه خودرسته و گلهای خودرو خوشتر است

حیف باشد سبزه زیر پا سپردن در سماع

بر سر سبزه ز مستان رقص پهلو خوشتر است

گو مزن از دور زانو خوبرو چون می دهد

کز بتان ساقیگری زانو به زانو خوشتر است

خوش بود طوق زر اما گردن عشاق را

طوق سیم از ساعد جانان و بازو خوشتر است

روی در میخانه نه جامی به می کن خرقه رنگ

مرد در هر شیوه ای یکرنگ و یکرو خوشتر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی و لذت‌های زندگی اشاره می‌کند. او می‌گوید که در زمان گل، شادی و جشن در کنار آب لذت‌بخش‌تر است. از دید او، سرگرمی و خوشی در کنار معشوقان زیباتر از هر چیز دیگر است. همچنین، او به این نکته اشاره می‌کند که بودن در میان طبیعت و گیاهان خودرو بسیار دلنشین‌تر از روزمرگی‌های زندگی است. رقص در میان گل‌ها و سبزه‌ها، به ویژه در حال مستی، حس بهتری دارد. او قید و بندها و زینت‌های ظاهری را نادیده می‌گیرد و بر این باور است که زیبایی واقعی در صداقت و یکرنگی انسان‌هاست. در نهایت می‌توان گفت که شاعر به لذت‌های ساده و اصیل زندگی، در کنار عشق و دوستی، ارج می‌نهد.