شمارهٔ ۲۰۶ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر شب به تو مه روی به همخانگی آرد
بر شمع تو پروانه ای پروانگی آرد
سویم ز فلک چون ز ملک نام تو پرسم
خورشید زمینی و مه خانگی آرد
باشد سرمردان به رهت خاک خوش آن کس
کوه ره به درت از سر مردانگی آرد
دست من و پیمانه ازان پیش که گردون
برآب و گلم صورت پیمانگی آرد
آب سخن از گوهر دندان تو جویم
تا از صدفی روی به دردانگی آرد
از صبر و خرد کی شودم کار به سامان
کز هر دو مرا عشق تو بیگانگی آرد
جامی مکن اندیشه خوبان پریروی
کین وسوسه آخر همه دیوانگی آرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این متن به عشق و زیبایی معشوقهاش میپردازد و احساسات خود را با زبانی شاعرانه بیان میکند. او از جذابیت و تاثیر پروانه بر شمع یاد میکند و معشوق را به خورشید و ماه تشبیه میکند. همچنین، از سختیهای مسیر عشق و نیاز به شجاعت سخن میگوید و به چالشهای ناشی از عشق و صبر اشاره میکند. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که افکار درباره زیباییهای دیگر باعث دیوانگی میشود و باید تنها به عشق واقعی خود پرداخته شود.