شمارهٔ ۴۵ جامی
جامی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خواجه آورد بهر سفره ما
پشت آن یک دو گوسفند که کشت
لیکن از دست نخوت جودش
نشد آلوده ام به آن انگشت
هست ازان با خودش تصور آن
که به حاتم همی رسد به دو پشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به میهمانی اشاره میکند که خواجه برای سفرهٔ او دو گوسفند میآورد. با این حال، شاعر از ویژگیهای خودپسند و سخاوتمندانهٔ خواجه میگوید که باعث شده او به این رحمت این میهمانی آلوده نشود و همچنان در ذهنش به شخصیت حاتم طائی، معروف به سخاوت، فکر کند. این شعر به نوعی نقد بر خودخواهی و در عین حال جود و بخشش میپردازد.