نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۴ - تغزلی است در استقبال حکیم عنصری جیحون یزدی

جیحون یزدی / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای که نرخ بوسه‌ات بر ما به نقد جان کنی

جان گران شد یا که خواهی بوسه را ارزان کنی

ظلم بر کتان کند مه لیکن ای نازک‌بدن

تو همان ماهی که بر خود ظلم از کتان کنی

تا کی از چوگان زلف و گوی سیمین ذقن

همچو طفلم فتنه بر این گوی و آن چوگان کنی

گه از آن گو خم نمایی قامتم چوگان‌صفت

گه بدین چوگان مرا چون گوی سرگردان کنی

چند بر قصدم خدنگ رشک رانی از کمان

پس به کام غیر ایما زابروی و مژگان کنی

گه به عشوه زآن خدنگم گوش مالی چون کمان

گه به غمزه زاین کمانم کار صد پیکان کنی

وقتی ار بنمایی از دندان و لب مرجان و دُر

خواهی از حسرت لبم را رنجه از دندان کنی

گه از آن مرجانم از چشم افکنی در خوشاب

گه از این درم به دل خونابه چون مرجان کنی

ای بهارستان عاشق ای که با آن چهر و چشم

محفلم از لاله و نرگس بهارستان کنی

گه از آن نرگس چو لاله سازیم دل داغدار

گه بر این لاله چو دیده نرگسم حیران کنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساس عشق و زیبایی است. شاعر به معشوق خود می‌گوید که بوسه‌اش بسیار ارزشمند است و او را به خاطر نازکی و زیبایی‌اش ستایش می‌کند. او به بازی‌های عاشقانه و عواطف ناپایدار اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که این عشق می‌تواند هم شاداب و هم غمگین باشد. در ادامه، شاعر به معشوقه‌اش می‌گوید که زیبایی‌اش مانند گل‌های بهاری است و او را به دلیل تاثیرش بر دل و جانش می‌ستاید. در کل، شعر پر از تصویرسازی‌های زیبا و احساسات عمیق در مورد عشق و زیبایی است.