نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲ جیحون یزدی

جیحون یزدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تسکین خاطر آورد آن روی مهوشم

یاللعجب که جوش برد از دل آتشم

گر ابروی کمان تو سازد هزار صید

گوید که کم نگشته خدنگی ز ترکشم

قدّت به ناز دل برد و رخ به عشوه جان

بیچاره من که غارتی این کشاکشم

هردم به دیده صورت زلفت کنم خیال

نقشی بر آب میزنم از بس مشوشم

خال و خط و لب و ذقن و زلف و عارضت

هر یک دو چاره کرده به سودای این ششم

من صرع‌دار عشقم و نشگفت ای پری

گر پیش ابروان هلالیت در غشم

جیحون شراب چیست که با چشم آن نگار

من می نخورده مستم و بی‌باده سرخوشم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و جذابیت معشوقه‌ای است که شاعر را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. او به زیبایی چهره و اندام این معشوقه اشاره می‌کند و احساسات شدید خود را توصیف می‌کند. شاعر از غم و شورش درونی‌اش سخن می‌گوید و به بی‌تابی ناشی از عشق و جذابیت‌های شیرین و دلربای معشوق می‌پردازد. او همچنین از بی‌نهایت بودن احساساتش و تاثیر عمیق چهره و جذابیت معشوق بر زندگی‌اش صحبت می‌کند. در نهایت، شاعر به نوعی سرخوشی و حالت مستی اشاره می‌کند که همچنان در اثر عشق به وجود آمده است.