شمارهٔ ۲۰ جیحون یزدی
جیحون یزدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
بر بوی آن دلارام طبعم گرفته خوئی
کز خیل ماهرویان من قانعم ببوئی
ای شانه از دو زلفش چنگ هوس رها کن
کاینجاست عمر عشاق بسته بتار موئی
زین سان که شکل قدّت در چشم من نشسته
هرگز چنین نخیزد سروی کنار جوئی
صد تن بکوی خَمّار شد خاک از قدح خوار
تا قرعهٔ سعادت سازد که را سبوئی
با آفتاب رویت ماه چهارده تافت
بنگر ز سست عقلی دارد چه سخت روئی
جز من که میتواند بوست بجان خریدن
کاین لقمه از بزرگی گیرد به هر گلوئی
اندر شبان تاریک جیحون دو چیز خواهد
هم روی ماهتابی هم ماهتاب روئی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی عشق و زیبایی محبوبی است که شاعر به آن اشاره میکند. شاعر با بیانی دلنشین از جذابیت و دلربایی معشوقش سخن میگوید و به تأثیر آن بر روح و قلب خود میپردازد. او از زلفهای معشوق و زیباییاش میگوید که زندگی عاشقان را تحت تأثیر قرار داده و میخواهد بگوید که هیچکس نمیتواند مانند او جذاب باشد. همچنین، شاعر به رابطهاش با معشوق و آرزوهایش اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که عشق و زیبایی آنقدر باارزش است که باید برای آن جان نیز خرید. در انتها، شاعر به فرآیند جستجوی زیبایی در شب و فضای تاریک اشاره میکند که نیازمند همزمانی دو جلوه زیباست: چهره محبوب و نور ماه.