نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲ جیحون یزدی

جیحون یزدی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

این قلمدان که دروکلک شه نامور است

ملجا لوح و قلم فخر قضا و قدر است

تختت فرخنده فر ناصردین شه عرشی است

کاین نکو جعبه بران مصدر نفع و ضرر است

چون زفتح و ظفر صرف بود خامه شاه

این جهانیست که در وی همه فتح و ظفر است

نیست دریا ولی از کلک گهربار ملک

همچو دریا همه ایام مکان گهر است

نیست تبت ولی از مشک فشان خامه شاه

همچو تبت همه اوقات پر از مشک تر است

آسمانیست مرصع بکواکب لیکن

هریک ازکوکب او غیرت شمس و قمر است

شیر را خوب نیستان بود اما دروی

هست آن نی که هراسش بدل شیر نراست

کمر و تاج ملک باد پناهش جیحون

تا که او رنگ ملک مفخر تاج و کمر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی قلمدان و خامه‌ی یک شاهزاده است که به عنوان نماد قدرت و بزرگی توصیف شده است. قلمدان محل نگهداری لوح و قلمی است که بیانگر سرنوشت و قضا و قدر است. اثر قلم شاه ناصردین، منبع پیروزی‌ها و موفقیت‌هاست و به تمامی دنیا جلوه‌ای از فتح و ظفر می‌بخشد. بر خلاف دریا و تبت که هر دو به زیبایی توصیف شده‌اند، قلم و خامه شاه از نظر ارزش و بار معنایی به مراتب بیشتر هستند. در نهایت، شعر به عظمت و منزلت پادشاه و ارتباط او با قدرت و حکومت اشاره دارد.