نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ جیحون یزدی

جیحون یزدی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای امیر آخور مهینه پور محسن شه حسین

کز فر خلق حسن برمه زدی خرگاه را

گر نبودی بهر تقبیل تراب درگهت

در هیولی کس ندیدی صورت اشفاه را

بر تو یک مه پیش اندر دو چکامه در سه روز

کردم ایثار از در مدحم صد و پنجاه را

وز پس آن نیز گاهی سوی کاخت آمدم

خالی از آن وارث اکیل دیدم گاه را

من نگویم طفره است استغفر الله العظیم

طبع تو نشناخته از جود کوه و کاه را

پاره از بی‌مبالاتی‌ست برخی هم ز شغل

زآن سبب نی یاد ما آن خاطر آگاه را

لیکن این اطوار نبود خوب از ابناملوک

به کز ایشان خلق دریا بند قدر و جاه را

نیست این عمر آن قدر کز انتظار یک صله

بگذرانی هفته و ایام و سال و ماه را

گر تو با انسان خصوصا چون منی این سان کنی

پس دهد صبری خداوند اسب‌های شاه را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به امیر آخور مهینه و محسن شه حسین اشاره می‌کند و از محبت و بزرگواری او صحبت می‌کند. او از انتظار طولانی برای دریافت نوازش و توجه امیر گلایه دارد و بر این نکته تأکید می‌کند که اگر امیر به جود و بخشش خود ادامه ندهد، ممکن است دیگران نیز از او دور شوند. شاعر همچنین به این نکته اشاره می‌کند که عمر کوتاه است و نمی‌توان آن را صرف انتظار کرد. در نهایت، او از امیر درخواست می‌کند تا با انسان‌ها، به ویژه با افرادی چون خودش، مهربان‌تر باشد تا زمینه‌ای برای صبر و تحمل فراهم شود.