شمارهٔ ۱۳ - رثاء برخامس آل عبا علیه التحیه والثناء جیحون یزدی
جیحون یزدی / مراثی / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بجای پست از آن بدخیام اطهر او
که ننگرند عیالش بریدن سر او
زجای پست چه حاصل که چون بخاک افتاد
بلند شد ز بر نی سر مطهر او
چو بود حنجر او بوسه گاه ختم رسل
نمود آهن خنجر حیا زخنجر او
ولی چو بود دل شمر سخت تر زآهن
برید سر زقفا از ستوده پیکر او
چسان گذشت بلیلی پس از پسر چوندید
بخون طپیدن سالار او برابر او
فراق اکبر و هجر حسین وجور عدو
که داندش غم دل جز خدای اکبر او
دریغ و درد که چون شد سواد کوفه پدید
سرحسین گذشت از حضور خواهر او
چنان بچوبه محمل زد از اسف سر خویش
که خون چکید برون از درون معجر او
فسوس و آه از آن دم که همره اسرا
گذر بر آن تن بی سر نمود دختر او
فغان که تکیه به نی زد چو بهر آسایش
زدند سنگ به پیشانی منور او
فراخت دامن پیراهن از فرود زره
کز آن بود که بخشکد رخ بخون تر او
چو بر سپیدی نافش سیه دلی نگریست
بتیر دوخت دل و ناف ناز پرور او
به ناف زد ولی از پشت نه کشید برون
چنانکه شرم زجیحون نمود دفتر او
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به توصیف ظلم و ستمی میپردازد که به امام حسین (ع) و خانوادهاش در واقعه عاشورا روا داشته شده است. در آن به بیدادگری شمر و بریدن سر امام حسین اشاره میشود، و تأثیر عمیق این فاجعه بر دلهای داغدار خانوادهاش، به ویژه خواهرش زینب، تجسم مییابد. همچنین به غم و اندوهی که پس از این واقعه بر جای مانده است، پرداخته میشود. روحیه ظلمستیزی و وفاداری امام حسین و پیروانش نیز در این متن به تصویر کشیده شده است. از منظر شاعر، این حادثه نشاندهنده وحشت و بیرحمی دشمنان اسلام است و یادآور فراق و جدایی بین امام حسین و عزیزانش، به ویژه فرزندش اکبر، میباشد.