شمارهٔ ۱۴ - در رثاء بر اهل بیت اطهر سلام الله علیهم جیحون یزدی
جیحون یزدی / مراثی / وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)
ای فلک تو با نیکان دایم ازچه ای بدخواه
عترت نبی و آنگه مجلس عبیدالله
مجلسی که اطرافش بسته ره ز نامحرم
اهل بیت پیغمبر چون در او گشاید راه
کودکان بی یاور مادران بی فرزند
بسته کس به غل ای داد خسته کس به نی ای آه
زخم قوم پر نیرنگ برلب حسین از سنگ
غرق خون شوی ای مهر سرنگون شوی ای ماه
از تو حضرت سجاد آنقدر برنج افتاد
کز نشست او میداشت زاده زیاد اکراه
بلکه چون سخن فرمود لب بکشتنش بگشود
وز زنان بیکس خاست الحدزو واغوثاه
زینبی که در یکروز داغ شش برادر دید
میبری اسیرش باز نزد دشمنی جانکاه
از اسیریش بگذر بر غریبیش منگر
حکم قتلش از وی چیست لا اله الا الله
از مراثیت جیحون شد دل ملایک خون
طبع تو بلند اما زین فسانه کن کوتاه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر شاعر به مصیبتهای اهل بیت پیامبر (ص) و به ویژه واقعه عاشورا اشاره میکند. او در ابتدا از ظلم و بدخواهی به نیکان و اهل بیت صحبت میکند و تصویری از مجلس یزید و عبیدالله را به تصویر میکشد. در ادامه به رنجها و دردهای حسین (ع) و خانوادهاش پرداخته و وضعیت دشوار کودکان بییاور و مادران را توصیف میکند. همچنین به مصائبی که زینب (س) در یک روز با از دست دادن شش برادر و اسیر شدن در جنگ متحمل شده، اشاره میکند. شاعر از عواطف شدید و رنجهای روحی ناشی از این وقایع سخن میگوید و در نهایت از ملایکه به خاطر مراثیت و درد دلها یاد میکند.