شمارهٔ ۱۷ جویای تبریزی
جویای تبریزی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گویند خواجه را چو رسد قاشقی به لب
تا چند ساعتش مکد از حرص بی شمار
یا چون ندیده قاشق او روی گوشت را
چسبد ز شوق گوشت به لب همچو کفچه مار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، شاعر به حس حرص و شوق اشاره میکند. او میگوید وقتی که خواجه (مردی ثروتمند) قاشقی به دهانش میرسد، به خاطر حرص و طمعش، نمیتواند از لذت آن سیر شود. همچنین، تشبیهاتی به کار میرود که نشاندهندهی اشتیاق زیاد او برای خوردن است، بهگونهای که گوشت به لبش میچسبد. این بیانگر طمع انسان و ناتوانی او در کنترل خواستههایش است.