غزل شمارهٔ ۱۵۴ کلیم
کلیم / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چاره خاموشی بود هر جا سخن در شیر نیست
تیر بر سنگ آزمودن جز زیان تیر نیست
گر بخلق الفت نمی گیرم گناه من بدان
طینت ابنای دهر از خاک دامن گیر نیست
خواری و عزت درین محنت سرا یکسان بود
آستان و مسندی در خانه زنجیر نیست
مادر گیتی که باشد نار پستان زین انار
خون بود گر بهره ای طفلان شیر نیست
عاشق و معشوق بی آمیزش هم ناقصند
شاهد این مدعی به از کمان و تیر نیست
کار فردا با کریمی دان که آن از شوق عفو
عذرها را نشنود گر بدتر از تقصیر نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر تفکرات فلسفی عمیق شاعر درباره زندگی و روابط انسانی است. او به این نکته اشاره میکند که در مکانهایی که گفتوگو یا دوستی وجود ندارد، سکوت بهتری است. همچنین، شاعر بر این باور است که تضادها و چالشها در زندگی، مانند خواری و عزت، در نهایت یکسان هستند و هیچکدام بر دیگری ارجحیت ندارد. او به عشق و معشوقی اشاره میکند که بدون تعامل، ناقص هستند و در نهایت بر اهمیت بخشش و عفو تأکید میکند. این اشعار از مفاهیم عمیق انسانی و فلسفی زندگی صحبت میکند و نشاندهنده نگرش شاعر به جهان است.