غزل شمارهٔ ۱۵۶ کلیم
کلیم / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عاقل سپر زخم زبان گوش گران یافت
گر عقل بود این سپر از پنبه توان یافت
شیطان چه تمتع برد از اهل تجرد
رهزن چه درین بادیه از ریگ روان یافت
دنیاطلب، از موی میانان نشد آگاه
بس دیده که او حسن کمر در همیان یافت
ما را هدف ناوک بیداد نوشتند
آنروز که ابروی بتان شکل کمان یافت
نازم بخرابات که از هر در خانه
آبی که سیاهی برد از بخت توان یافت
از فقر و فنا می برد آلوده دنیا
فیضی که شکم بنده ز ماه رمضان یافت
سرگشته کلیم از پی آنم که درین راه
هر کس بطریق دگر از دوست نشان یافت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این بیتها به تفکر و تأمل در مسائل عمیق زندگی میپردازد. او اشاره میکند که عقل میتواند انسان را از زخم زبانها و آسیبهای زمینی حفظ کند، اما این سپر از جنس پنبه است و ضعیف است. همچنین به توصیههای شیطان درباره تجرد و فساد اشاره میکند و میگوید که دنیاطلبها از زیباییهای دنیوی غافلند. در ادامه به تحولات اجتماعی و تاثیرات ناگوار آن نیز اشاره میکند، و میگوید که او در پی یافتن نشانهای از دوست در این دنیا است. به طور کلی، این اشعار پر از نمادها و تمثیلهایی درباره بحرانهای روحی و جستجوی حقیقت و دوستی در زندگی هستند.