غزل شمارهٔ ۲۳۰ کلیم
کلیم / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
برای داغ تو بر دل توان و تاب نوشتند
دگر خراج برین منزل خراب نوشتند
به پیش هر الف زخم، صفر داغ نهادند
ستمکشان چو جفای ترا حساب نوشتند
همیشه دجله و جیحون چو دوستان قدیمی
ز موج نامه باین دیده پر آب نوشتند
جفاکشان پی آرام دل بصفحه سینه
ز زخم تیغ تو تعویذ اضطراب نوشتند
کلیم را تو سگ خویش خوانده ای، عجبی نیست
گرش سر آمد اهل وفا خطاب نوشتند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر نسبت به داغ و زخمهای عاشقانه میپردازد. شاعر از سختیها و ظلمهایی که بر او رفته صحبت میکند و در عین حال به دیگران نشان میدهد که این دردها را به طور گستردهای ثبت کردهاند. همچنین اشارهای به دوستیهای قدیمی (با دجله و جیحون) دارد و نشان میدهد که این دوستیها در مقابل غم و اندوه، چارهای ندارند. شاعر از جفا و زخمهای عشق سخن میگوید و اشاره میکند که بعضی افراد، از جمله "کلیم" (شاعری دیگر)، به خیانت و بیوفایی برده شدهاند. به طور کلی، شعر نشانگر عمق احساسات و تلخیهای عشق و وفاداری است.