نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۹ کلیم

کلیم / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هر زمان بر روی کارم رنگ دیگرگون شود

باده ام در جام گرد آب و آبم خون شود

دخل ما با خرج یکسانست در راه طلب

سوزنی چون بشکند خاری زپا بیرون شود

در حقیقت تنگدستی مایه دیوانگیست

در چمن بید از غم بی‌حاصلی مجنون شود

از ره تقلید اگر حاصل شود کسب کمال

هر که گردد خم نشین باید که افلاطون شود

باده پنهان به زهد آشکار آمیختند

جوی شیر زاهدان ترسم که جوی خون شود

بر رخ پیر فلک رنگ حسد گل می‌کند

در چمن چون رخت طفل غنچه گلگون شود

مایه سالک سبکباریست گر آید بدست

می تواند ناله ای پیک ره گردون شود

مایه سالک سبکباریست گر آید بدست

می تواند ناله ای پیک ره گردون شود

پرعجب نبود زطبع حرص اگر در زیر خاک

همرهی با گنج آرام دل قارون شود

تا کشیم از شعر فهمان انتقام دخل‌ها

کاشکی هر جا سخن فهمی بود موزون شود

قدر این گوساله‌ها تا کم شود خواهم کلیم

گاو گردون از چراگاه فلک بیرون شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به موضوعات مختلفی از جمله دردهای زندگی، تنگدستی، حسادت، و جستجوی کمال اشاره می‌کند. او از تغییر حالات روحی و اجتماعی خود می‌گوید و بر این نکته تأکید می‌کند که تنگدستی می‌تواند به دیوانگی بینجامد. شاعر همچنین به تقلید و ناتوانی در رسیدن به کمال حقیقی، و اینکه زهد ممکن است در واقع به زایش درد و حسرت بدل شود، اشاره می‌کند. او به نقش حرص و طمع در زندگی انسان‌ها می‌پردازد و از اهمیت شعر و کلام درست در فهم زندگی سخن می‌گوید. در نهایت، با بررسی زندگی و درک عمیق‌تر از آن، انتظار دارد که دنیای بهتری بسازد.