غزل شمارهٔ ۵ کلیم
کلیم / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ضعف طالع برده از من قوت تدبیر را
برنتابد از خرابی خانهام تعمیر را
گر چنین شاداب از خون شهیدان میشود
آب پیکان سبز خواهد کرد چوبِ تیر را
کی دگر از خانهٔ چشمم قدم بیرون نهی
زآستانت بردم آنجا خاک دامنگیر را
ما ز قید او نمیخواهیم پا بیرون نهیم
ورنه در باز است دایم خانهٔ زنجیر را
هر نفس بیاختیار از سینه میآید به لب
نالهٔ گرمی که آتش میزند تأثیر را
چشم مستت شوخی و بیباکی از حد میبرد
گرچه میبیند به فرق خویشتن شمشیر را
انتظار ساغر از ساقی مکش دیگر، کلیم
فکر خود کن کس نمیریزد به خاک اکسیر را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به ضعف و مشکلات زندگی اشاره میکند و بر ناتوانی و تدبیر خود در برابر آنها تأکید میکند. او به تأثیر حوادث تلخ، مثل شهادتها، بر زندهمانی و شادابی زندگی میپردازد و نگرانیهای خود را از آینده و جدایی از محبوب بیان میکند. در ادامه، او از احساس درونیاش میگوید که بیاختیار ناله میکند و عشق و وابستگی به محبوب را توصیف میکند. همچنین، شاعر به نشانههای سرسختی و امید در برابر شرایط سخت زندگی اشاره دارد و نهایتاً از ناکامی در دستیابی به خوشبختی و نوشیدن راز زندگی میگوید.