نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۲۳ کلیم

کلیم / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

شکارگاه معانی است کنج خلوت من

زه کمان شکارم کمند وحدت من

خدنگ خامه چو پر از بنان من یابد

خطا نمی شود از صید تیر فکرت من

زدور گردی جائی روم بدشت خیال

که گم شود ره طی کرده گاه رجعت من

چگونه معنی غیری برم که معنی خویش

دوبار بستن دزدیست در شریعت من

ز شوق شاهد معنی همیشه همچو دوات

براه عالم بالاست چشم حیرت من

هلاک گوهر قدر خودم که شیشه بسنگ

اگر خورد شکند در میانه قیمت من

اگر بچاه در افتم رسم باوج کمال

ز سازگاری افتادگی بطینت من

مسافتی است که صد عقده سد ره دارد

میان سبحه تزویر و دست همت من

کفن بخلوت گور است برگ و سامانی

باین غبار نیالوده کنج عزلت من

از اینکه دست امیدم کلیم کوتاه است

خدا معانی برجسته داد قسمت من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و درونی شاعر می‌پردازد. او از خلوت و تنهایی خود به عنوان شکارگاه معانی یاد می‌کند و کشف حقیقت و وحدت را هدف خود قرار می‌دهد. شاعر اشاره می‌کند که قلمش به نوعی تیر فکری است که در پی صید معانی و مفاهیم است. او به جستجوی فضایی می‌پردازد که در آن بتواند از دنیای مادی دور شود و به خودشناسی برسد. همچنین، او به دشواری‌های معنایی و چالش‌های فکری اشاره می‌کند و از این می‌گوید که چگونه نمی‌تواند معانی غیر از معانی واقعی خود را بپذیرد. در نهایت، او به محدودیت‌های زندگی و امیدش اشاره دارد که بر اساس اراده الهی برای او تعیین شده است. این شعر به عمق تفکر و جستجوی معنای زندگی می‌پردازد.