نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۴۸ کلیم

کلیم / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

کی صاحب همت ز جهان کام گرفته

عار آیدش، ار عبرت ایام گرفته

هر چیز که دل باخت براهش به از آن برد

جان داده، ولی در عوض آرام گرفته

معشوق در آغوش بود طالع ما را

اما ز لبش بوسه ز پیغام گرفته

آگاه شود دل که بود کام جهان وام

چون باز دهد هر چه زایام گرفته

با تیره درونان نتوانیم بسر برد

ما را که دل از همدمی جام گرفته

صد شکر که دیدیم پریشان تری از خویش

زلف تو دل جمع ز ما وام گرفته

زلفت بره هوش و خرد دام کشیده

چشم از دو طرف گوشه این دام گرفته

دوران نبرد داده خود را بمدارا

نو کیسه حق خویش بابرام گرفته

راضیست کلیم ار سخنش پست و بلندست

واپس ندهد هر چه ز الهام گرفته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به بیان حال و احوال انسانی می‌پردازد که در جستجوی آرامش و محبت است. شاعر از تجربیات تلخ و شیرین خود در زندگی می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که هر چیز ارزشمندی که به دل بستیم، به نوعی از ما هزینه‌ای گرفته و در عوض چیزی به ما داده است. همچنین به زیبایی‌های عشق و معشوقه‌اش اشاره می‌کند و این که حتی در سختی‌ها و مشکلات، عشق و وفاداری می‌تواند دل را آرام کند. شاعر با زبان استعاری و زیبا احساسات عمیق خود را نسبت به عشق، درد و اندوه زندگی بیان می‌کند و در نهایت به رضایت از زندگی، چه با موفقیت و چه با شکست، اشاره می‌کند.