نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲ - در مدح شاه جهان و توصیف مرقع شاهی کلیم

کلیم / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

پرورده کدام بهارست این چمن

کز بهر دیدنش نگه از هم کنیم وام

هر خط او چو خطه کشمیر دلفریب

وز حلقه حروف براه نظاره دام

از دیدنش نظارگیان مست می شوند

آن باده ایکه دایره ها را بود بجام

از بسکه دیده خیره شود در نظاره اش

نتوان شناخت دیده کدامست و خط کدام

یاقوت ثلث این خط اگر می نگاشتی

مستعصمش بدیده نشاندی ز احترام

تذهیب داد شاهد خط را چه زینتی

آری شفق فزوده بحسن و جمال شام

آراسته بهشتی تصویر حوریان

حوری که باشد او را غلمان کمین غلام

چسبان شد اختلاط خط و صورتش بهم

پیچد بموی طره تصویر زلف لام

مو از زبان چو خامه نقاش سر زند

نطق ار ز حسن صورت او سر کند کلام

تصویر و خط چو صورت و معنی بهم قرین

وز اتحاد کرده در آغوش هم مقام

تمکین حسن اگر نشدی مانع آمدی

در باغ صفحه شاهد تصویر در خرام

چندین هزار نقش بدیع انتخاب کرد

دوران که شد مرقع شاه جهانش نام

صاحبقران ثانی از اقبال سرمدی

شاه ستاره لشکر خورشید احتشام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت یک فرد خاص است که شاعر از آن به عنوان "چمن" و "بهار" یاد می‌کند. شاعر تصویری دقیق از خطوط و حرکات این فرد ارائه می‌دهد و به تأثیر شگرف آن بر ناظران اشاره می‌کند. زیبایی او چنان است که باعث مستی و حیرت اطرافیان می‌شود و خطی که بر روی کاغذ می‌نویسد، مانند خطوط زیبا و دلربای کشمیر به نظر می‌رسد. همچنین، ارتباط عمیق بین زیبایی ظاهری و خط او، نشان‌دهنده پیوندی عمیق بین صورت و معنای وجود اوست. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که این زیبایی و هنر در دنیا کم‌نظیر است و او را به عنوان مجسمه‌ای از بهشت توصیف می‌کند.